از اینکه در اینستاگرام با ما همراه هستید، متشکریم.
دانه های مهربانی

دانه های مهربانی

 

همایش دکتر محمود معظمی تمام شده بود. دوستم را -که از برگزار کننده های همایش بود- دیدم که با شخصی گرم صحبت است. می خواستم از او بخاطر لطفی که همیشه به من داشت و زحمتی که کشیده بود، تشکر کنم. ظاهرا صحبت شان گل انداخته بود. کاغذی را در جیب دوستم گذاشتم و خداحافظی کردم و رفتم. شب پیغامی از این دوست دریافت کردم که خیلی برایم جالب بود.

نوشته بود که یکی از شرکت کنندگان چنان رفتار نامناسبی داشته است که حسابی انرژی او را تخلیه کرده و خستگی کار به تن­اش مانده بود. موقع برگشت خسته و کوفته دست در جیب می­ کند و یک مرتبه تکه بلیط همایش را می بیند که من پشت آن شعری را برای تشکر از او نوشته بودم.

گفته بود این شعر حسابی حال و هوایش را عوض کرده بوده و انرژی تخلیه شده را دوباره به او برگردانده بود. من در برابر لطف این دوست، کار خاصی انجام نداده بودم. فقط یک شعر، یک تشکر صمیمانه آن هم روی تکه بلیط همایش!!…

گاهی یک رفتار به ظاهر بسیار کوچک ممکن است کاسه صبر کسی را لبریز کند و یا او را از انرژی سرشار. در دل خدا را شکر کردم که آن شعر از نوع دوم بود. این دانه های کوچک مهربانی را جدی بگیریم و مواظب این کوچک های بزرگ باشیم.

لطفا همین حالا که این متن را خواندید یک کار کوچک انرژی بخش برای اعضای خانواده انجام دهید، مثل درست کردن شربت و یا هر کار دیگری که به ذهنتان می­رسد. ما مشتاق هستیم نتیجه آن را همینجا با ما در میان بگذارید. منتظرتان هستیم.

 

پاسخی بگذارید

بستن منو
×
×

سبد خرید